خرید بک لینک

کمی آهسته تر ...

بخدا ؛

دوست داشتن , همین است

که تو , روبه روی من ,

به من زل می زنی ,

گاهی که خوابم ,

با بوسه ای

بیدارم کنی .

*خودم*

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۲ساعت 15:9&nbsp توسط FarZad |


برچسب: نویسنده: متین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 12:47

این که پایان یک چیز رو بدونی , حس خوبی نیست , شاید ثانیه آخر , ساعت های آخر و یا سال های آخر ... مثلا دقایق پایانی سریال مورد علاقت , یا ساعت های پایانی جدایی از یک شخص خاص , یا مکان خاص , آخرین اسکناس های داخل جیبت , گاهی هم دونستن ت

برچسب: نویسنده: متین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 12:47

بارها تایپ کنی و پاک کنی

در تاریکی این روزهام فریاد می زنم

" تو را ندیدن سخته " همش تو یک بغض بی پایان خلاصه شده ...

هیچ چیز غم انگیز تر ار ندیدن تو نیست ، این رو هر لحظه تکرار می کنم ، با تمام وجودم این لحظات رو لمس می کنم ، دوری تو زمانی که بودی این قدر سخت نبود

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم آذر ۱۳۹۵ساعت 9:35&nbsp توسط FarZad |


برچسب: نویسنده: متین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 12:47

دستانم موهایت را کم دارند

یک گره از موهایت

رها شده در خاطراتم

قسمتم نیست دیدن روی ماهت

دیدار ما به قیامت

خودم

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۵ساعت 23:20&nbsp توسط FarZad |


برچسب: نویسنده: متین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 12:47

سعی کردم فراموشت کنم نشد ، هی به یادم می آی سعی کردم عاشق بشم ، نشد وقتی بغلم می کنه یادم آی امشب مثل هر شب دیگه ، گریه کردم یادم میای نمی دونم ساعت چند شبه ؛ ولی ، خوابم می آد ، باز یادم می آی به زور صد تا قرص می خوابم به خوابم می آی

برچسب: فراموشت, نویسنده: متین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 12:47

کمی آهسته تر ...

بخدا ؛

دوست داشتن , همین است

که تو , روبه روی من ,

به من زل می زنی ,

گاهی که خوابم ,

با بوسه ای

بیدارم کنی .

*خودم*

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۲ساعت 15:9  توسط FarZad |

برچسب: نویسنده: متین زارعی‌نیا تاريخ: سه شنبه 9 آبان 1396 ساعت: 3:26

سالها می گذرد و تو بر می گردی به خود نگاه می کنی , می بینی سالها گذشته , از تو فقط یک توده حرف نگفته باقی مانده , یک توده بزرگ حرف نگفته از عشق که بارها , خواسته ای همان جا وسط آن جماعت در آغوشش آرام بگیری , گاهی حرفی می زنی , خواهشی می کنی

برچسب: نویسنده: متین زارعی‌نیا تاريخ: سه شنبه 9 آبان 1396 ساعت: 3:26

این که پایان یک چیز رو بدونی , حس خوبی نیست , شاید ثانیه آخر , ساعت های آخر و یا سال های آخر ... مثلا دقایق پایانی سریال مورد علاقت , یا ساعت های پایانی جدایی از یک شخص خاص , یا مکان خاص , آخرین اسکناس های داخل جیبت , گاهی هم دونستن تمام شد

برچسب: نویسنده: متین زارعی‌نیا تاريخ: سه شنبه 9 آبان 1396 ساعت: 3:26

تیکه میدهم بر میزم,دیوار را دوست ندارم,دستانم را کوتاه می کند,از تو...از اتاق بقلی...از هوای خوب بیرون...از آن طبقه در اسمان؛ابرها,بی بهانه می بارند,خورشید,رنگین کمان,یا نگاهی از دختر همسایه که همانند من خودش را در اتاق حبس کرده و باران را نظا

برچسب: نویسنده: متین زارعی‌نیا تاريخ: سه شنبه 9 آبان 1396 ساعت: 3:26

تقصیر ما نیست تقصیر ما نیست دوستت دارمها را نگه میداری برای روز مبادا، دلم تنگ شدهها را، عاشقتمها را… این جملهها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمیکنی! باید آدمش پیدا شود! باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پش

برچسب: نویسنده: متین زارعی‌نیا تاريخ: سه شنبه 9 آبان 1396 ساعت: 3:26

http://mypoetic.blogfa.com/ بعد از تو وسواس شدم همه چیز را پاک می کنم و هی پاک می کنم لعنتی به خاطراتمان هم سرایت کرده... سفر دردی را دوا نمی کند ما در حافظه ی شهر مانده ایم! http://mypoetic.blogfa.com/ http://mypoetic.blogfa.com/ http://mypo

برچسب: نویسنده: متین زارعی‌نیا تاريخ: سه شنبه 9 آبان 1396 ساعت: 3:26

می دانی

نگاه یک غریبه

بزرگترین دیوار بین من و توست

دیوار فرو می ریزد

تمام احساسم

زیر آوار غریبه ها جا می ماند

.............

خودم

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۵ساعت 23:23  توسط FarZad |

برچسب: نویسنده: متین زارعی‌نیا تاريخ: سه شنبه 9 آبان 1396 ساعت: 3:26

بارها تایپ کنی و پاک کنی

در تاریکی این روزهام فریاد می زنم

" تو را ندیدن سخته " همش تو یک بغض بی پایان خلاصه شده ...

هیچ چیز غم انگیز تر ار ندیدن تو نیست ، این رو هر لحظه تکرار می کنم ، با تمام وجودم این لحظات رو لمس می کنم ، دوری تو زمانی که بودی این قدر سخت نبود

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم آذر ۱۳۹۵ساعت 9:35  توسط FarZad |

برچسب: نویسنده: متین زارعی‌نیا تاريخ: سه شنبه 9 آبان 1396 ساعت: 3:26

دستانم موهایت را کم دارند

یک گره از موهایت

رها شده در خاطراتم

قسمتم نیست دیدن روی ماهت

دیدار ما به قیامت

خودم

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۵ساعت 23:20  توسط FarZad |

برچسب: نویسنده: متین زارعی‌نیا تاريخ: سه شنبه 9 آبان 1396 ساعت: 3:26

سعی کردم فراموشت کنم نشد ، هی به یادم می آی سعی کردم عاشق بشم ، نشد وقتی بغلم می کنه یادم آی امشب مثل هر شب دیگه ، گریه کردم یادم میای نمی دونم ساعت چند شبه ؛ ولی ، خوابم می آد ، باز یادم می آی به زور صد تا قرص می خوابم به خوابم می آی خودم

برچسب: فراموشت, نویسنده: متین زارعی‌نیا تاريخ: سه شنبه 9 آبان 1396 ساعت: 3:26

صفحه بندی